خلاصه زندگینامه امام نهم حضرت محمّد تقى (ع )

 
ویژگیهاى زندگى امام جواد (ع )
امـام جـواد (عـلیـه السلام ) پس از پدر، به مقام امامت رسید، امام جواد (علیه السلام ) در دهم
رجب سال 195 هجری قمری(برخی هم گفته اند در ماه رمـضان سال 195 هجرى) در مدینه ،
چشم به جهان گشود و در ماه ذیقعده (آخر ماه ) سال 220 هجرى در سن 25 سالگى به شهادت
رسید .
مـدّت خـلافـت آن بـزرگـوار بـه جـاى پـدرش و مـدّت امـامـتـش بـعـد از پـدرش ، هـفـده سال بود.
مادرش اُمّ ولد بود و ((سبیکه )) نام داشت و از اهالى ((نوبه )) بود.
نمونه هایى از دلایل امامت امام جواد (ع )
روایـات بسیارى بیانگر تصریح یا اشاره امام رضا (علیه السلام ) بر امامت فرزندش امـام جـواد
(عـلیـه السـلام ) اسـت از جـمـله راویـان بـزرگـى کـه بـه نقل اینگونه روایات پرداخته اند عبارتند از:
1 ـ على بن جعفر (فرزند امام صادق (علیه السلام ) و) عموى حضرت رضا( علیه السلام ) .
2 ـ صفوان بن یحیى .
3 ـ معمّر بن خلاّد.
4 ـ حسن بن جهم .
و جماعت دیگرى که به خاطر رعایت اختصار، از ذکر آنان خوددارى شد، اینک به چند نمونه از این
روایات توجّه کنید:
1 ـ ((على بن جعفر)) در ضمن گفتارى به حسن بن حسین بن على بن حسین فرمود:
((خـداونـد حـضرت رضا (علیه السلام ) را در آن هنگام که برادرها و عموهایش به او ستم کـردنـد،
یـارى فـرمـود)) و پس از ذکر مطالبى ، على بن جعفر مى گوید: من برخاستم و دست ابوجعفر
محمد بن على (یعنى امام جواد (علیه السلام ) ) را گرفتم و گفتم :
((گـواهـى مـى دهـم کـه تـو در پیشگاه خدا، امام هستى )). امام رضا (علیه السلام ) گریه کـرد و
سـپـس (بـه مـن ) فـرمـود: اى عـمـو! آیـا از پـدرم نـشـنـیـدى کـه مـى فـرمـود: رسول خدا (صلّى
اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود:
((بـِاءَبـِى ابـْنُ خـِیـَرَةِ الاِْمـاءِ النَّوْبـِیَّة ...؛ پـدرم بـه فـداى پـسـر بـهـتـرین کنیزان از اهـل نـوبـه . پـاک
سـرشـتى از فرزندان او (حضرت قائم ) است ؛ آواره (بـیـابـانـهـا) و طـالب خـون پـدر و جـدّش ،
پـنـهـان شده از نظرها (که مدّت غیبتش آن قدر طـولانـى اسـت ) کـه در مـورد او گـفـتـه مى شود
از دنیا رفته ، یا هلاک شده ؟ یا به کدام بیابان و درّه اى رفته و ناپدید شده است )).
گفتم : فدایت گردم ! راست مى گویى .
2 ـ ((صـفـوان بـن یـحـیـى )) مـى گوید: به حضرت رضا (علیه السلام ) عرض  کردم : قـبـل از آنـکـه
خـداونـد ابـوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) را به شما ببخشد، از تو مى پـرسـیـدم (کـه امـام
بـعـد از شـما کیست ؟)؛ در پاسخ مى فرمودى :(((اگر) خداوند به من پـسـرى عـطـا کـنـد (او امـام
شـمـاسـت )))، ایـنک خداوند آن پسر را به شما عنایت فرموده و چشمهاى ما را به وجود او روشن
فرموده است ، خدا آن روز را نیاورد که ما با جاى خالى تو مـواجـه شـویـم و اگـر چنین روزى (یعنى
درگذشت شما) پیش  آمد، ما به چه کسى مراجعه کنیم ؟ (و او را امام خود قرار دهیم ؟).
حضرت رضا (علیه السلام ) با دست اشاره به ابوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) کرد که در آن
هنگام پیش رویش ایستاده بود.
عـرض کـردم :((فـدایـت شـوم ! ایـن پـسـر، کـودکـى اسـت کـه سـه سال دارد؟!)).
فـرمـود:((سـنّ کـم او بـه امـامـت او آسیب نمى رساند، عیسى (علیه السلام ) قیام به حجّت
(پیامبرى ) کرد با اینکه کمتر از سه سال داشت )).
3 ـ ((مـعمّر بن خلاّد)) مى گوید: در محضر حضرت رضا (علیه السلام ) بودم ، سخنى از آن حضرت
(در راستاى امامت ) شنیدم ، آنگاه فرمود:((شما چه نیازى (به امام ) دارید (و چه کـمـبـودى
احـسـاس  مـى کنید؟) این ابوجعفر (اشاره به امام جواد) است که او را جانشین خودم کردم و
مقام خود را به او سپردم ، ما از خاندانى هستیم که کودکانمان (خصایص امامت ) را از بـزرگـانـمـان
، ارث مـى بـرنـد، هـمـچـون یکدیگر (یعنى همانگونه که بزرگسالانمان خصایص امامت را ارث مى
بردند) بدون هیچ گونه تفاوت )).
4 ـ ((حسن بن جهم )) مى گوید: در محضر امام رضا (علیه السلام ) نشسته بودم ، پسرش
ابوجعفر (امام جواد (علیه السلام ) ) را خواست او کودک بود آمد، امام رضا (علیه السلام ) او را در
کـنـار من نشانید و به من فرمود:((پیراهن او را بیرون بیاور))، من پیراهن (حضرت جـواد را) از تـنش
بیرون آوردم ، امام رضا (علیه السلام ) فرمود: با دقت بین دو شانه او (جواد (علیه السلام ) ) را
ببین ، من نگاه کردم ، ناگهان چشمم به چیزى شبیه مهر در یکى از شـانه هایش افتاد که آن در
گوشت فرو رفته بود. آنگاه حضرت رضا (علیه السلام ) فرمود:((این مهر را مى بینى ؟ نظیر همین ،
در شانه پدرم وجود داشت )).
یک نمونه دیگر
(قـبـلاً بـایـد تـوجـّه داشـت کـه مـاءمـون عـبـّاسـى ، شـیـفـتـه جـمـال و کـمـال امـام جـواد (عـلیـه
السـلام ) شـد و دخـتـرش اُمـّ الفـضـل را بـه هـمـسـرى او درآورد و بـعـد، آن حـضـرت را بـا احـتـرام
، هـمـراه اُمـّالفـضـل ، از بـغـداد بـه سـوى مـدیـنـه روانـه کـرد) بـسـیـارى از مـورّخـیـن نقل کرده اند:
وقـتى که امام جواد (علیه السلام ) همراه اُمّالفضل دختر ماءمون (که همسرش بود) از بغداد به
سوى مدینه حرکت کردند، در مسیر خود به خیابان ((باب الکوفه )) رسیدند و همراه آن حـضـرت ،
جـمـعـیـّتـى بـودنـد کـه او را بـدرقـه مـى کـردنـد، هـنگام غروب آفتاب به ((دارالمسیّب )) رسید، در
آنجا فرود آمد و براى نماز به مسجد رفت ، در صحن مسجد، درخت سـدرى بود که هنوز میوه نداده
بود، ظرف آب طلبید و در کنار آن درخت وضو گرفت (که آب وضویش به پاى درخت مى ریخت ) و بعد
برخاست و نماز مغرب را با مردم خواند و در رکعت اوّل بعد از حمد، سوره ((نصر)) را خواند و در
رکعت دوّم بعد از حمد، سوره ((توحید)) را خواند، سپس قنوت بجا آورد و نماز را به آخر رساند، بعد
از نماز اندکى نشست و ذکر خدا گفت و سپس بى آنکه تعقیب نماز را بخواند برخاست و چهار
رکعت نماز نافله مغرب را خـوانـد و سـپـس دو سـجـده شکر بجا آورد، سپس از مسجد بیرون آمد،
وقتى که به آن درخت سـدر رسـید\ ، مردم دیدند آن درخت داراى میوه هاى زیبا شده و از این
کرامت تعجّب کردند و از آن میوه ها خوردند و دیدند شیرین و بدون هسته است .
آنگاه با امام جواد (علیه السلام ) خداحافظى کردند، آن حضرت همان وقت به سوى مدینه رفـت و
هـمـچـنان در مدینه ماند تا آن هنگام که معتصم (هشتمین خلیفه عبّاسى ) پس از ماءمون روى
کـار آمـد و آن حـضـرت را در آغـاز سـال 220 هـجـرى بـه سوى بغداد فراخواند و آن بـزرگـوار نـاگـزیـر
بـه بـغـداد آمـد و در آنـجـا بـود تـا در آخـر مـاه ذیـقـعـده هـمـان سـال 220 از دنـیـا رفـت و بـدن
مـطـهـّرش را در پشت سر جدّش امام موسى بن جعفر( علیه السلام ) (در قبرستان قریش واقع در
کاظمین نزدیک بغداد) به خاک سپردند.
پایان عمر امام جواد (ع )
چنانکه گفتیم امام جواد (علیه السلام ) در مدینه متولّد شد و در بغداد از دنیا رفت و معتصم
عـبـّاسـى او را از مـدیـنـه بـه بـغـداد جـلب کـرد، آن حـضـرت دو شـب مـانـده بـه آخـر محرّم سـال
220 هـجـرى ، وارد بـغـداد شـد و در مـاه ذیـقـعـده هـمـان سال در بغداد (پس از ده ماه تحت نظر
حکومت عبّاسیان ) جان به جان آفرین تسلیم کرد.
بـعـضـى گـفـتـه انـد: آن حـضـرت را مـسـمـوم کـردنـد، ولى ایـن قـول نـزد مـصـنـّف کـتـاب الارشـاد
(شـیـخ مفید) ثابت نشده است ؛ زیرا روایتى که بر آن گواهى دهد، به نظر ایشان نرسیده است .
جـسـد مـطـهـّر آن حـضـرت را در قـبـرسـتـان قریش ، پشت سر مرقد جدّش  امام کاظم ( علیه
السلام ) به خاک سپردند.
او هنگام شهادت 25 سال و چهار ماه داشت و با القاب ((منتجب و مرتضى )) یاد مى شد.
فرزندان امام جواد (ع )
امام جواد (علیه السلام ) داراى چهار فرزند پسر و دختر بود:
1 ـ امام محمّد بن على (علیه السلام ) .
2 ـ موسى .
3 ـ فاطمه .
4 ـ امامه .
و امام جواد (علیه السلام ) اولاد ذکورى غیر از نامبردگان نداشت
/ 0 نظر / 15 بازدید